نوروز 95(1)
امسال ما تعطیلات رو کمی زودتر یعنی از 21 اسفند شروع کردیم و به سیر و سفر پرداختیم و چقدر هم عالی بود آرامش و دور بودن از مسائل مربوط به آمادگی برا تحویل و ... چون خودمون بودیم و خودمون هیچ چیزی برا قید و بند نبود .اولین مرحله سفرمون به تنکابن بود که بسیار زیبا و لذت بخش بود

اگه اشتباه نکرده باشم پارکی در سراب بود برا صبحانه توقف کردیم و آیلا هم چقدر بدو بدو کرد



گردنه حیران



تنکابن منزل یکی از دوستانمون که حسابی زحمتشون دادیم و آیلا حسابی باهاشو گرم گرفته بود و خودش راحت پیششون می رفت و قصد بالا اومدن رو نداشت

این قلب مخصوص خاله حسنا جونه


این دفعه برعکس سفرهای قبلی به کنار دریا آیلایی عاشق دریا شده بود و اصلا دلش نمی اومد از دریا دور بشیم وای یادمه سال پیش پیش خاله حسنا چنان گریه می کرد که خاله حسنا هم حتی به آب نزدیک نشه و حالا






اینجا هم گلخانه بسیار زیبای مهندس پاکانی در جاده خرم آباد با منزلی بسیار زیبا



مزرعه پشت گلخانه

کنار درخت پرتقال دم گلخونه که آقا سگه خیلی اجازه عکس انداختن نداد

جاده کلاردشت در مسیر برگشت به تهران

آیلایی در حال رقص وسط جاده کلاردشت بعد صبحانه اون هم با روپوش کودکستان


نوروز 95(1) 
